شما اینجا هستید
اخبارایران و سیستان و بلوچستان » “تداوم بحران رهبری در جامعه ی سیستانی” به قلم دکتر محمدتقی رخشانی

 هامون پرس  “تداوم بحران رهبری در جامعه ی سیستانی” به قلم دکتر محمدتقی رخشانی دقیقاً بیست سال پیش مقاله ای تحت عنوان «بحران رهبری در جامعه ی سیستانی» نوشتم. در آن مقاله به دو نکته اشاره کردم نکته ی اول بررسی جامعه شناسانه ی جامعه ی سیستانی بود. در این نگاه جامعه شناسی، معمولاً جوامع به سه نوع بدوی، توده ای و مدنی تقسیم می شوند. جامعه ی بدوی، جامعه ای است که در آن یک نفر فکر می کند و بقیه تقلید می کنند، یک نفر تصمیم می گیرد و بقیه اطاعت می کنند، یک نفر رأی است و بقیه رأس هستند، جامعه ی توده ای، جامعه ای است که از مرحله ی بدوی گذشته یعنی افراد جامعه هر کدام خود فکر می کنند، خود تصمیم می گیرند و خود رأی می دهند اما این جامعه دچار یک مشکل اساسی است و آن هم پراکندگی است. جامعه ی مدنی جامعه ای است که در آن احزاب سیاسی و تشکل های مدنی شکل گرفته و قادر به سامان دهی مشارکت مردم در امور مختلف است. در آن مقاله نوشتم که اکنون جامعه ی سیستانی از مرحله ی بدوی عبور کرده و به جامعه ی مدنی هم نرسیده و در دوره ی توده ای بسر می برد لذا سامان دهی مطالبات و هدایت افراد بسیار سخت است و به همین دلیل جامعه ی سیستانی گرفتار بحران رهبری است.
نکته ی دومی که در مقاله ی بیست سال قبل نوشتم اعتراف به یک واقعیت تلخ بود و آن هم عدم وجود فرد یا افراد مؤثر سیستانی در تهران یعنی مرکز کشور بود. اکنون با گذشت بیست سال از آن تاریخ باز هم جامعه ی سیستانی همچنان گرفتار بحران رهبری است.
رهبری در یک قومیت بزرگ و ریشه دار اصول و قواعدی دارد که هر کس ادعای چنین موقعیتی را دارد باید به آن واقف باشد. مهمترین قاعده و اصل، تنظیم روابط این قومیت با دولت مرکزی است آن هم به نحوی که تغییر دولت ها و جناح های سیاسی جایگاه و منافع آن قومیت را مخدوش نکند و به خطر نیندازد. متأسفانه کسانی که در طی ۲۰ سال گذشته ادعای رهبری قومیت سیستانی را داشته اند همواره از دوش سیستانی ها بالا رفته اند و به دلیل عدم اطلاع و درک صحیح از شرایط جامعه و شاید هم بی اعتنایی به منافع قومیت خود همواره رودر روی دولت ها ایستاده اند و دولت ها را مقابل قومیت سیستانی قرار داده اند. در انتخابات ۷۶ به خاطر داریم که آقایان… به حمایت قاطع از جناب آقای ناطق نوری پرداختند و حتی روزنه ای را هم برای نگاه به کاندیدای دیگر یعنی سیدمحمد خاتمی باز نگذاشتند. انتخابات برگزار شد و سیدمحمد خاتمی با رأی بسیار بالا رئیس جمهور شد. خوشبختانه سیستانی ها در مسیر مدعیان رهبریشان نرفتند و به خاتمی رأی دادند. اما مواضع مجلسی های این جمع در مجلس و مواضع مدیران استانی آنها در مقابل مدیریت استانی دولت، چهره ای غیرواقعی و ضد دولت از سیستانی ها به دولت منتقل کرد.

تا آنجا که در سفر سیدمحمد خاتمی به سیستان برخی از نزدیکان ایشان از استقبال مردم از سیدمحمد خاتمی دچار تعجب و شگفتی شده بودند که با نشان دادن رأی بالای مردم سیستان به خاتمی، تازه آنها توانستند تا حدودی میان این مدعیان رهبری و سیستانی ها تفکیک ایجاد کنند. در هشت سال دولت اصولگرای محمود احمدی نژاد هم اگر برخی از این آقایان جایگاهی به دست آوردند، این جایگاه به ارتقاء و تثبیت قومیت سیستانی و توسعه ی سیستان کمکی نکرد و با رفتن احمدی نژاد به حالت اول باز گشت گویا سنگی در آب افتاده موجی ایجاد کرده بود و دوباره آب آرام شده و نقطه سر خط. باز هم در انتخابات سال ۹۲ همه ی مدعیان رهبری سیستانی ها در ستاد دکتر جلیلی جمع شدند و در فرودگاه زاهدان با مشت گره کرده شعار دادند صل علی محمد یاور رهبر آمد و باز هم حتی یک درصد احتمال برای شکست جا نگذاشتند و تلاش کردند تا همه ی قومیت سیستانی را پای این کاندیدا بیاورند اما باز هم خوشبختانه مردم به راه این مدعیان رهبری نرفتند اما این مدعیان چالش های بزرگی با دولت در مجلس و با مدیران دولت در استان ایجاد کردند. این مجموعه برخی ضعف های دولت و مدیران استانی وی را بهانه ی رودر رویی با دولت قرار دادند تا آنجا که در نماز جمعه زابل شعار مرگ بر استاندار هم داده شد.

نکته ی قابل توجه این است که در طی ۲۰ سال گذشته تلاش های اصلاح طلبان سیستانی هم به دو دلیل مؤثر واقع نشده است اول ضعف ساختاری اصلاح طلبان مرکز در حمایت از همفکران و همراهان خود در استان ها و از جمله در استان سیستان و بلوچستان و دوم نگاه فراقومی اصلاح طلبان سیستانی که هرگز داعیه ی رهبری قومی نداشته اند. انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ یکبار دیگر مدعیان رهبری قومیت سیستانی را به تکاپو وا داشت این بار کاندیدای اصولگرا، هم سید بود و هم به نقل این مدعیان ریشه ی سیستانی داشت.

یک بار دیگر این آقایان و خانم ها به تکاپو پرداختند و همه ی امکانات را به خدمت گرفتند و از جایگاه خود استفاده کردند تا بر سادگی و صفای عاطفی مردم سیستان تأثیر بگذارند احساسات مذهبی آنها را تحریک کردند که سید اولاد پیغمبر کاندیداست. احساسات قومی مردم را تحریک کردند که یک سیستانی کاندیداست. از مشکلات معیشتی مردم استفاده کردند تا با وعده ی یارانه و کارانه مردم را گرد خود جمع کنند اینان آنچنان خاطرجمع بودند که وعده ی رأی بالای ۹۰درصد هم داده بودند، البته پُر بی راه هم نگفته بودند سیادت و قومیت در میان سیستانی ها همیشه جایگاه داشته و دارد، عدم رضایت و مشکل معیشت هم می توانست چاشنی کار باشد اما باز هم در میزان آرا آنچه می پنداشتند نشد در این میان اتفاق ناخوش آیند آن بود که یک بار دیگر این مدعیان رهبری به نمایندگی از قومیت سیستانی حساب خود را از دولت جدا کرده و مقابل آن ایستاده اند که قطعاً تبعات مثبت و شیرینی برای سیستانی ها ندارد. نکته ی قابل توجه این است که مدعیان استانی این رهبری هم با عملکرد مشابه در چهار دوره ی انتخابات شورای شهر زاهدان تحت عنوان اتحاد سفید موجب شکست سیستانی ها و با ادعای بالاتر آقایان تشیع شده اند انتخابات اردیبهشت ۹۶ یکبار دیگر این ضرورت را مطرح کرد که سیستانی ها باید با جدیت برای این مدعیان رهبری فکری بکنند و یک بار برای همیشه تکلیف آنان را روشن نمایند تا هزینه های آنها را برای قومیت سیستانی کاهش دهند. با تأسف تمام خطاب به این مدعیان رهبری قومیت سیستانی از زبان سیستانی ها باید گفت: ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان
دکتر محمد تقی رخشانی
@zahedandaily

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  1. بي غرض

    ما دیدگاه خود را نوشتیم اما شما توانایی روی سایت گذاشتن آن را نداشتین
    خوبه رسانه حرفه ای عمل کنه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

هامون پرس | تحلیل اخبار استان سیستان وبلوچستان